از سخنِ پارسی و سخنورانِ آن است که ایران را ایران نگاه داشته است. انستیتو فردوسی، از دل همین باور زاده شد؛ باوری بر اینکه زبان و هنر، نه تنها راهِ آموختن، که پلی است به سوی خانه‌ای که همیشه در قلبِ ما جای دارد.
ما از حدود سه سال پیش در برلین، در قلبِ اروپا، گرد هم آمدیم تا نه تنها زبانِ فارسی را به ایرانیانِ مقیم اروپا بیاموزیم، بلکه فضایی بسازیم که در آن، هویتِ فرهنگی‌مان زنده بماند و ببالد. در کلاس‌های ما، فارسی تنها یک زبان نیست؛ زبانِ داستان‌های پدربزرگ‌ها، شعرِ حافظ، لالایی‌های مادرانه و نامه‌هایی است که هنوز از دور دست می‌رسند.
اما انستیتو فردوسی محدود به کلاس‌های زبان نیست. ما باور داریم که هنر، زبانِ بی‌مرزِ روح است. از سفالگری که دست در گِل می‌برد و فرم می‌دهد، تا نقاشی که رنگ‌ها را به پرواز درمی‌آورد، و خوشنویسی که حروف را به نفس می‌نشاند؛ همه در کنار هم، فضایی آفریده‌اند که در آن، خلاقیتِ ایرانی ریشه می‌دواند و شکوفا می‌شود.
ما جشن‌های فرهنگی‌مان را نیز فراموش نکرده‌ایم. از نوروز تا یلدا، از شب‌های شعر تا شب‌های موسیقی، ما کنار هم می‌نشینیم تا بویِ کاجِ سفره‌ی هفت‌سین، طعمِ انارِ شبِ چله، و صدایِ ساز و آواز، ما را به یاد بیاورد که هرچقدر هم از وطن دور باشیم، فرهنگِ ما، خانه‌ای است که همراهِ ماست.
انستیتو فردوسی، بیش از یک موسسه‌ی آموزشی است؛ ما خانواده‌ای هستیم از دلِ ابرشهرِ برلین که با عشق به زبان، هنر و فرهنگِ ایرانی، فردایی می‌سازیم که در آن، هویتِمان نه تنها حفظ می‌شود، که زیباتر نیز می‌گردد.
از اینکه به ما پیوسته‌اید، سپاسگزاریم.
انستیتو فردوسی — جایی که زبان و هنر، خانه می‌سازند.